پوستاندازی دولت یا ویترین واردات؟/ از وعدههای هزارهمتی تا لاستیکهای چینی
در دومین همایش حملونقل و توسعه اقتصادی، وزیر راه و شهرسازی با لحنی امیدوارانه اما هشداردهنده تأکید کرد: «دیگر فرصتی برای موکول کردن مسائل به آینده باقی نمانده است.»
او از پایان عصر نرخگذاری دستوری، پذیرش بخش خصوصی بهعنوان موتور محرک اقتصاد و «پوستاندازی دولت» سخن گفت؛ دولتی که به گفته او قصد دارد محدودیتهای گذشته را بشکند و مسیر سرمایهگذاریهای چند هزار همتی در زیرساختهای حملونقل را هموار کند.
همزمان، مهران قربانی، معاون حملونقل وزیر راه، در فضایی آرامتر و اداریتر اعلام کرد که طرح جامع حملونقل کشور پس از سالها بررسی به مراحل پایانی نزدیک شده و موضوع بیمه رانندگان نیز در مجلس در حال پیگیری است.
او از برگزاری جلسات متعدد درباره سوخت، لاستیک و قطعات یدکی خبر داد و وعده داد «جدول قواعد تخصیص سوخت» بهزودی نهایی خواهد شد؛ وعدههایی که بیش از آنکه ملموس باشند، یادآور جادههای نیمهتماماند؛ روشن در آغاز و مهگرفته در ادامه مسیر.
اما تصویر واقعی را میتوان نه در تریبونها، که در سالنهای نهمین نمایشگاه حملونقل تهران مشاهده کرد؛ جایی که سیاستهای اقتصادی و صنعتی کشور، بیواسطه و عریان، خود را نشان میدهند.
حضور پررنگ واردکنندگان لاستیکهای چینی، غیبت محسوس کامیونسازان داخلی و رونق نسبی بخش اتوبوسرانی، پیامی روشن داشت: در کشوری که از توسعه زیرساخت و حمایت از تولید ملی سخن گفته میشود، چرخ کامیونهای داخلی هنوز نمیچرخد، اما لاستیک خارجی بیدغدغه در ویترینها میدرخشد.
در دومین روز این نمایشگاه، اگرچه بازدید مدیران شرکتها، کارشناسان حوزه حملونقل، نمایندگان کارفرمایان و مهمانان ویژه در سطحی قابل قبول ارزیابی میشد، اما برای صنعتی به این گستردگی و نقش کلیدی در اقتصاد کشور، انتظار حضور پررنگتر نمایندگان مجلس شورای اسلامی، وزرا، معاونان و چهرههای ارشد دولت وجود داشت.
این گلایه، نه از سر نارضایتی شرکتها، بلکه از نیاز به «گوش شنوا»ست؛ گوشهایی که بتوانند راهکارها و پیشنهادهای فعالان این حوزه را برای بهبود اجرای قوانین و ساماندهی اقتصاد بزرگ حملونقل کشور بشنوند.
در این میان، غرفه هلدینگ چهلستون مورد توجه ویژه بازدیدکنندگان و مهمانان خاص خود قرار گرفت. از آغاز روز دوم نمایشگاه، این غرفه میزبان مدیران شرکتهای صاحب کالا، نمایندگان شرکتهای باری و مهمانان ویژهای از جمله شرکت نفت پارس و شرکت ندای بهآوران بود. برخلاف برخی غرفهها که با کاهش بازدیدکننده مواجه بودند، غرفه چهلستون بهطور مداوم در حال تعامل، پاسخگویی و ارائه توضیحات تخصصی بود؛ پویاییای که حتی توجه سایر غرفهداران را نیز به خود جلب کرد.
شایان ذکر است هلدینگ چهلستون، در میان شرکتهای کوچک و بزرگ حاضر در نمایشگاه، با اتکا به سرمایه انسانی و توان مالی خود، حضوری مؤثر و پررنگ داشت و توانست بهدرستی به نیازها و پرسشهای بازدیدکنندگان پاسخ دهد.
نمایشگاه امسال، با همه جلوههای بصری و تبلیغاتیاش، تصویری دوگانه ارائه داد: رونق در بخش حملونقل مسافری و رکود در حوزه تجاری و باری. اتوبوسهای شهری و بینشهری جدید در سالنها صف کشیده بودند و شرکتهای فعال در حملونقل عمومی خوش میدرخشیدند، اما جای خالی برندهای قدیمی و شناختهشده کامیونسازی بهوضوح احساس میشد.
در بخش باری، «کامیون کالا» با عنوان پرطمطراق «جدیدترین محصول حملونقل ۱۴۰۴» تقریباً تنها نشانه تازه بود؛ نشانهای که شاید بیش از آنکه از تحول صنعتی حکایت کند، رنگ و بوی تبلیغات دارد.
در کنار اینها، حضور فعال شرکتهای حملونقل ریلی، دریایی و بینالمللی، روزنهای از امید به آینده گشود؛ امیدی که با پرسشی جدی همراه است: آیا این تحرکها واقعیاند یا صرفاً بازتاب همایشها و وعدههای تکرارشونده؟
در نهایت، کنار هم قرار گرفتن این سه تصویر—سخنان وزیر، وعدههای معاون و واقعیت نمایشگاه—چهرهای کنایهآمیز از وضعیت فعلی وزارت راه و شهرسازی ترسیم میکند:
وزیر از شکستن محدودیتها میگوید، معاون درگیر جدول سوخت است و نمایشگاه ملی حملونقل با لاستیکهای وارداتی و غیبت تولید داخلی برگزار میشود.
و در این میان، جادهها همچنان چشمانتظار کامیونهای ایرانیاند؛ کامیونهایی که شاید در نقشههای طرح جامع حضور داشته باشند، اما در واقعیت، بیش از هر جا، در کابین رؤیا پارک شدهاند.