توسعه دریامحور؛ زمانی معنا دارد که بندر به بازیگر زنجیره تأمین تبدیل شود، نه پروژهای عمرانی
به گزارش پایگاه خبری راهکو24؛ در ایران طی سالهای گذشته، توسعه دریامحور همواره بهعنوان یکی از رویکردهای اقتصادی مورد تأکید قرار گرفته است؛ با این حال، پرسش اصلی این است که آیا صرفاً ساخت بنادر بزرگتر و تجهیز آنها به فناوریهای پیشرفته میتواند به معنای تحقق این مفهوم باشد؟ تجربه بنادر موفق منطقه نشان میدهد که توسعه واقعی بندر، قبل از آنکه پروژهای عمرانی باشد، به انتخابی راهبردی در ساختار تجارت و زنجیرههای تأمین وابسته است؛ انتخابی که در صورت نادیده گرفتهشدن، توسعه دریایی را در حد شعار متوقف میکند.
در بسیاری از تحلیلها، عملکرد بندر با شاخصهایی مانند ظرفیت اسکله، میزان تجهیزات یا عمق حوضچه سنجیده میشود، اما در نگاه مبتنی بر توسعه دریامحور، این شاخصها تنها ابزار هستند. بندر زمانی «توسعهیافته» محسوب میشود که جریان کالا در آن با حداقل تأخیر و هزینه جابهجا شود، ریسک عملیاتی کاهش یابد و بندر به بخشی از فرآیند تصمیم صاحبان کالا تبدیل شود، نه صرفاً محل انجام عملیات تخلیه و بارگیری.
نگاهی به بنادر پیشروی خاورمیانه نشان میدهد که رشد آنها بهمعنای افزایش توان اثرگذاری بر تجارت است. این بنادر چنان در زنجیرههای حملونقل ادغام شدهاند که حذف آنها میتواند عملکرد کل مسیر لجستیکی را مختل کند. این جایگاه زمانی به دست میآید که بندر در تعیین مسیر حمل، عقد قراردادهای تجاری و حتی برنامهریزی تولید و توزیع نقش مستقیم داشته باشد؛ جایی که مفهوم توسعه دریامحور معنا پیدا میکند.
یکی از شرایط اصلی دستیابی به چنین جایگاهی، شکلگیری یک اکوسیستم فعال در پسکرانه بندر است. بندری که به مناطق لجستیکی، مراکز پردازش کالا، صنایع وابسته و ظرفیتهای صادرات مجدد متصل نباشد—even اگر از پیشرفتهترین تجهیزات برخوردار باشد—در حاشیه باقی میماند. ارزش واقعی بندر در شبکهای نهفته است که پشت آن شکل میگیرد؛ شبکهای که با مدیریت دیجیتالی، تصمیمگیری سریع و قواعد پیشبینیپذیر، زمان و هزینه صاحبان کالا را کاهش میدهد و اعتماد بازار را جلب میکند.
معیار واقعی موفقیت در این رویکرد را میتوان در پاسخ به یک سؤال خلاصه کرد: اگر این بندر از زنجیره تأمین حذف شود، آیا اختلال ایجاد میشود یا خیر؟ اگر پاسخ منفی باشد، حتی بندری مدرن نیز نقش حیاتی در تجارت ایفا نمیکند. بنادر موفق منطقه به جایگاهی رسیدهاند که در انتخاب مسیر حمل، حضور آنها الزامآور تلقی میشود.
این جایگاه نه فقط حاصل زیرساخت فیزیکی، بلکه نتیجه نقشآفرینی بندر در سیاستهای تجاری، ترانزیتی و مدیریت ریسکهای اقتصادی و سیاسی است. در چنین شرایطی، بندر از یک مکان عملیاتی به «شریک زنجیره تأمین» تبدیل میشود.
مسئله اصلی بنادر ایران آن است که هنوز بهعنوان ابزار سیاست تجاری و عنصر اثرگذار در زنجیرههای منطقهای و بینالمللی تعریف نشدهاند. تا زمانی که نقش راهبردی بندر در تجارت ملی تثبیت نشود، توسعه فیزیکی بهتنهایی نمیتواند کشور را به جایگاه مورد انتظار در نقشه لجستیک منطقه برساند. توسعه دریامحور زمانی تحقق مییابد که بندر نقشی مداوم، مشخص و غیرقابل جایگزین در زنجیرههای تأمین به دست آورد؛ در غیر این صورت، ظرفیتهای ژئولجستیکی کشور همچنان بلااستفاده باقی خواهد ماند.