اتصال ریلی ایران به چین؛ فرصت راهبردی برای ترانزیت شرق–غرب
به گزارش پایگاه خبری راهکو24، تحولات اخیر در تجارت جهانی بار دیگر اهمیت مسیرهای زمینی و کریدورهای ترانزیتی را برجسته کرده است. افزایش ناامنی در آبراههای استراتژیک، از دریای چین جنوبی تا تنگه مالاکا، کشورها را به بازتعریف مسیرهای تجاری سوق داده و در این میان، ایران با موقعیت ژئوپولیتیکی منحصر به فرد خود میتواند به یکی از بازیگران اصلی اتصال شرق به غرب تبدیل شود. اتصال ریلی به چین اکنون در صدر اولویتهای حملونقلی کشور قرار گرفته است.
راهبرد توسعه کریدورهای شرق–غرب طی سالهای اخیر محور اصلی سیاستهای راهآهن ایران شده و هدف آن تبدیل کشور به هاب ترانزیتی اوراسیا و بهرهبرداری از ظرفیت اتصال آسیای شرقی، آسیای مرکزی، غرب آسیا و اروپا است. با این حال، مسیرهای رقیب در شمال و میانه آسیا و سرمایهگذاری گسترده سایر کشورها، سهم ایران از ترانزیت بینالمللی را در معرض تهدید قرار داده است.
چین نیز با هدف کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی پرریسک، بر تنوعبخشی مسیرهای زمینی تمرکز کرده است. ابتکار «کمربند و جاده» پکن، امنیت حملونقل دریایی را در شرایط تنشهای ژئوپلیتیکی و حضور نظامی آمریکا به چالش کشیده و مسیرهای زمینی ایران را به گزینهای قابل اعتماد برای انتقال کالا تبدیل کرده است.
در همین راستا، راهآهن ایران مسیر جدیدی برای اتصال مستقیم ریلی به چین تعریف کرده است. این مسیر از شرق کشور آغاز شده، از افغانستان عبور میکند و به شبکه ریلی چین متصل میشود؛ مسیری که از خواف به هرات، سپس مزارشریف و ادامه مسیر از کریدور واخان به خاک چین امتداد مییابد. تکمیل این مسیر میتواند نقشه ترانزیت منطقه را دگرگون کند.
آمارها نشان میدهد که حجم حمل بار در مسیر خواف–هرات طی یک سال گذشته رشد چشمگیری داشته و با تکمیل حلقههای مفقوده، ظرفیت جابهجایی ماهانه به دهها هزار تن خواهد رسید. همزمان، تردد قطارهای باری چین به ایران افزایش یافته و کالاهایی مانند تجهیزات انرژی، قطعات صنعتی و محصولات فناورانه با زمان انتقال بسیار کوتاهتر نسبت به مسیر دریایی به کشور منتقل میشوند.
کارشناسان معتقدند اتصال پایدار ریلی ایران به چین میتواند مزایای چندلایهای داشته باشد؛ از افزایش درآمدهای ترانزیتی غیرنفتی گرفته تا تقویت جایگاه ایران در زنجیره تأمین منطقهای و دسترسی کشورهای آسیای مرکزی به بنادر جنوبی کشور. با این حال، تحقق این ظرفیتها به رفع موانع داخلی وابسته است؛ از جمله کندی در توسعه زیرساختها، ناکارآمدی مدیریت مرزها و محدودیتهای عملیاتی راهآهن. تحلیلگران هشدار میدهند که تأخیر در تصمیمگیری و اجرا، میتواند سهم ایران از این مسیر پرسود را برای دههها کاهش دهد و آینده ترانزیت و امنیت اقتصادی بلندمدت کشور را تحت تأثیر قرار دهد.